X
تبلیغات
دنيايي كه من مي بينم

 

حال چه باید کرد؟ بعد از این ، چه مرحله ای است؟ چه می شود؟  به الگو نگاه کنید :
چه چیزی در این نمودار مطرح شده؟ آری جهت........ بله درست است ............ داستان شما از نقطه الف به نقطه ی پیش می رود! از پرده اول به سوی گره گشایی گام بر می دارید. هنوز که تعریف ساختار فیلمنامه را به یاد دارید :" پیشرفت خطی رویدادهای وابسته ، ماجراهای فرعی و رخدادهایی که به گره گشایی نمایشی منجر می شوند."
یعنی داستان از شروع تا پایان ، همچنان به پیش می رود!!
در طی ده صفحه اول فیلمنامه ، فرصت دارید تا سه چیز را برای خواننده یا بیننده مشخص کنید :
شخصیت اصلی داستان شما کیست؟
فرضیه دراماتیک چیست؟ یعنی فیلم درباره چیست؟
موقعیت دراماتیک چیست؟ یعنی شرایط نمایشی پیرامون داستان شما چیست؟
پس بهترین شیوه افتتاح فیلمنامه چیست؟
این که پایان داستان را از قبل بدانید !!
پایان داستان چیست؟ چگونه گره گشایی می شود؟ شخصیت اصلی زنده می ماند یا می میرد؟ پوزش به خاک می خورد یا نه؟!! ازدواج می کند یا طلاق می گیرد؟ در حین سرقت گرفتار می شود یا فرار می کند یا از زندان فرار می کند؟!!!.........
 پایان فیلمنامه شما چیست؟
خیلی ها معتقدند که قبل از شروع فیلمنامه ، دانستن پایان داستان لازم نیست.
سید فیلد در این باره می گوید : من مرتب می شنوم که می گویند : شخصیت های من خودشان پایان را تعیین می کنند. یا اینکه بعضی ها می نشینند و می گویند که  پایان داستان از خود داستان سرچشمه می گیرد و عده بسیاری هم می گویند که وقتی به پایان فیلمنامه رسیدیم تصمیم می گیریم که پایان کار چطور باشد!!!
همه این حرف ها مزخرف است!! این گونه پایان ها معمولا کارآمد نیستند ، اگر هم باشند چندان اثر بخش نیستند ، غالبا سست ، قالبی ، تصنعی و بیش از آن که از نظر عاطفی امید بخش باشند ، مایوس کننده هستند.
از طرفی دیگر حالا شما بیایید به پایان فیلم هایی چون قرمز ، نرگس ،  شب های زاینده رود و در میان خارجی ها جنگ ستارگان ، یا حتی غلاف تمام  فلزی فکر کنید که پایان هایی قوی ، قاطع و مشخص دارند.
اولین چیزی که قبل از نوشتن فیلمنامه ، باید به فکر آن باشید پایان فیلم است.
چرا؟ وقتی فکرش را بکنید ، موضوع برایتان بدیهی می شود. داستان شما همیشه پیش می رود : از شروع راه جهت و خط پیشرفتی را تا پایان دنبال میکند. جهت حرکت فیلمنامه ، همان خط پیشرفت و راهی است که موضوع در طول آن قرار دارد. پایان فیلمنامه خود را از قبل بدانید! لازم نیست جزئیات پایان را بدانید ، ولی باد بدانید که چه اتفاقی می افتد.
بررسی اهمیت شروع و پایان فیلمنامه
وقتی به سفر می روید ، مقصدی دارید. مثلا اگر به شمال می روید ، مقصدتان ، می تواند مازندران باشد. اینکه چطور به آنجا بروید به انتخاب شما بستگی دارد. اتوبوس؟ اتومبیل شخصی؟ دوچرخه؟!! شما حتی می توانید ماه ها این مسیر را پیاده طی کنید!!
چگونه رفتن را شما انتخاب می کنید.
سید فیلد ، اینچنین می گوید :
این اصل در مورد فیلمنامه هم صادق است. پایان فیلمنامه ( مقصد ) شما چیست؟ داستان شما چگونه به راه حل می رسد؟
در واقع فقط پایان بندی یا همان نمای پایان دهنده فیلم است که می تواند قطعی نباشد ، اما راه حل شما همیشه باید قطعی باشد. مثبت یا منفی.
حداقل اگر می خواهید در این کار فیلمنامه نویسی ، ماندگار شوید ، فعلا پایانهای مبهم را برای طرح ها و ایده های خود کنار بگذارید.
آیا شخصیت های شما در انتها از مهلکه ، جان سالم به در می برند یا نه؟ آیا رابطه شخصیتها پا برجا می ماند یا نه؟ آیا قهرمان مسابقه را می بازد یا می برد؟
پایان فیلمنامه شما چیست؟ منظورم از پایان ، همان گره گشایی است. گفتیم که پایان بندی ، چیز دیگری است. کاری به قضیه پایان فیلمنامه هم ندارد.
پایان ، یعنی گره گشایی
گره گشایی باید در ذهن شما روشن باشد. پیش از اینکه حتی یک کلمه روی کاغذ بنویسید باید بر مرحله گره گشایی مسلط باشید.
تفاوت پایان ( گره گشایی ) با پایان بندی در چیست؟
گره گشایی ، بطنی است که پایان را در خود جای می دهد. یعنی شما باید یک لیوانی به اسم گره گشایی داشته باشید تا پایان را در آن جای دهید!!!!
بررسی اهمیت شروع و پایان فیلمنامه
آغاز ،............... همان پایان !!!

به اینجا رسیدیم که داستان شما مثل سفر است. پایان آن مقصد آن است. در اینجا شروع و پایان به هم مرتبطند.
هیچ بعید نیست از جایی که شروع کرده اید سر در آورید! تمرین جالبی نیست؟؟ برای آغاز ، تمرین جالبی است.
طولانی ترین سفر ها با گام اول آغاز می شود. در بسیاری از دستگاه های فلسفی ، شروع و پایان به هم مرتبطند ، مثل قضیه یین و یانگ ، دو دایره متحد المرکزی که برای ابد به هم متصل و در مقابل یکدیگر ، قرار دارند.شروع و پایان به هم مربوطند و این اصل شامل فیلمنامه هم می شود. قرمز و سگ کشی را در نظر بگیرید ، رسیدن به همان نتیجه ای که اول فیلم بیان شده بود!!!
در زندگی ، پایان یک چیز معمولا شروع چیز دیگری است. اگر مجردید و ازدواج کنید ، گونه ای زندگی را به پایان می رسانید و گونه دیگری از زندگی را آغاز می کنید. اگر ازدواج کرده اید و طلاق بگیرید یا جدا شوید یا همسرتان را از دست بدهید باز هم این اصل پا برجاست. پایان ، همیشه شروعی دیگر است و شروع واقعا یک پایان است. در فیلمنامه هم مثل زندگی همه چیز به هم مربوط است. اگر بتوانید راهی برای نمایش این امر در فیلمنامه پیدا کنید ، به نفع شماست.
تمرین : فیلم آب و آتش ساخته فریدون جیرانی را ببینید. مکانیزم پایان و آغاز آن را تشریح کنید.
فیلم نوشت شوگرلند اکسپرس نوشته هال باروود و ماتیو رابینز ، مثال خوب دیگری براین مدعا است :
فیلم از تقاطع دو بزرگراه دو خطه آغاز می شود. اتوبوس مسافربری می ایستد ، گلدی هاون پیاده می شود و در حالی که به آنسوی جاده می رود ، تیتراژ فیلم هم پخش می شود... داستان پیش می رود....گلدی هاون شوهرش را از توقیف در می آورد تا بچه شان را از دست پدر و مادر رضاعی بربایند. مامور گشت بزرگراه را گروگان می گیرند و در نهایت ، تحت تعقیب قانون قرار گرفته و مرد می میرد. شروع ، میان و پایان؟ درست است؟
فیلم با تیر اندازی پایان می یابد. دوربین گردشی می کند و نمای آخر ، تقاطع بزرگراهی دو خطه است. فیلم با بزرگراهی خالی آغاز می شود و با بزرگراهی خالی نیز به پایان می رسد.
بررسی اهمیت شروع و پایان فیلمنامه
وقتی شما پایان داستان را بشناسید ، می توانید شروع آن را نیز به شیوه موثری انتخاب کنید. افتتاحیه فیلمنامه شما چیست؟ فیلمنامه شما چگونه شروع می شود؟ بعد از اولین فید این ( ظهور تصویر ) چه می نویسید؟
گر نسبت به پایان داستان ، تصمیم قطعی گرفته اید ، می توانید حادثه یا رویدادی را برای شروع داستان بر گزینید که شما را به انتهای آن برساند. شاید شخصیت اصلی را در حین کار ، بازی ، تنها یا همراه با کسی در حین کار یا تفریح نشان دهید. در اولین صحنه فیلم شما چه اتفاقی می افتد؟ و این صحنه کجا اتفاق می افتد؟
روش های متعددی برای شروع فیلمنامه شما وجود دارد. می توان با سکانس تصویری پر تحرک و هیجان انگیزی مثل فیلم قرمز ، تماشاگر را گرفت.
شکسپیر استاد شروع است : با صحنه پر تحرکی شروع می کند ، مثل روحی که روی دیوار در هملت راه می رود ،  یا با شخصیت ساحره ها در مکبث ، یا با صحنه ای که گوشه ای از شخصیت را نمودار می کند مثل نمایشنامه ریچارد سوم که در آن ریچارد سوم با پشتی خمیده از زمستان ناخشنودی ها فغان می کند. لیر می خواهد بداند برحسب پول ، دخترانش چقدر او را دوست دارند. قبل از شروع نمایشنامه رومئو و ژولیت گروه همسرایان به روی صحنه می آیند و همه را به سکوت دعوت می کنند و داستان عشاقی را که ستاره بخت و اقبالشان به هم گره خورده ، به طور خلاصه تعریف می کنند.
شروع فیلمنامه می تواند از لحاظ بصری ، گیرا و هیجان انگیز باشد و بی درنگ تماشاگر را جذب کند.
نگاه کنید به نحوه آغاز فیلمهای قرمز ، آب و آتش و تا حدی خانه ای روی آب
نوع دیگری از شروع فیلمنامه ، شروع تفسیری ( تعریضی یا پرده برانداز ) و آرام است که شخصیت و موقعیت را معرفی می کند. مثل چشمان گشاده بسته استنلی کوبریک ، شاید وقتی دیگر بهرام بیضایی و بانو نوشته داریوش مهرجویی یا شکارچی گوزن مایکل چمینو
فیلم برخورد نزدیک از نوع سوم با صحنه پویا و راز آمیزی افتتاح می شود ، چرا که ما نمیدانیم چه دارد اتفاق می افتد.
فاش شدن ماجرای واترگیت ، فیلم همه مردان رئیس جمهور را افتتاح می کند (آغاز تفسیری) که سکانسی هیجان انگیز و گیرا می باشد.
جولیا فیلم آرام و تفکر برانگیزی است که جراحات درونی شخصیت ها را از میان رشته های خاطرات دنبال می کند.
فیلمنوشته قرمز به روایت فریدون جیرانی با دعوایی زناشویی افتتاح می شود و زندگی زن متاهلی – هستی مشرقی – را نمودار می کند.
افتتاحیه خوبی را انتخاب کنید. فقط ده صفحه فرصت دارید تا نظر خواننده یا بیننده را بگیرید.
اصلا ذهنتان را همین اول کار ، مشغول مسائلی چون نحوه تیتراژ نکنید. وقت برای این مساله هست. این که کجا عناوین ( تیتراژ ) بیایند ، تصمیمی سینمایی است نه تصمیمی نگارشی. تعیین محل تیتراژ ، آخرین کاری است که روی فیلم انجام می شود و معمولا به عهده تدوین گر یا کارگردان است. اما خوب این هم مساله مهمی است که فیلمنامه نویس هم حق دخالت در آن را دارد. چرا که فیلمنامه فیلم از آن نویسنده است. اما همان طور که گفتم طوری نباشد که از اصل نحوه آغاز جا بمانید.
ده صفحه اول فیلمنامه ، مهمترین قسمت فیلمنامه است. خواننده در این ده صفحه اول متوجه خواهد شد که آیا داستان فیلمنامه جالب است یا نه؟ فیلمنامه بنای درستی دارد یا نه؟ کار خواننده همین است.
آری فقط ده صفحه برای جلب نظر مخاطب ، فرصت دارید. با این ده صفحه چه می کنید؟
همه نوع فیلمی ببینید. عالی ، متوسط و ضعیف. حتی ضعیف ترین فیلم ها. آری به نظر شما چرا فیلم فارسی های آبگوشتی اینقدر مزخرف هستند؟!! تا فیلم مزخرف نبینید قدر فیلم خوب را نمیدانید!! هر فیلمی که ببینید خودش یک فراگیری است. اگر به بررسی این فیلم ها بپردازید ، آگاهی بسط یافته ای از فیلمنامه به شما می دهد. فیلم را می توان در جمعی دید ، درباره اش صحبت کرد ، بحث کرد و دید که در الگو می گنجد یا نه؟
مثلا وقتی به دیدن فیلمی می روید ، ببینید چقدر طول می کشد که تصمیم بگیرید از فیلم خوشتان آمده یا نه؟ بعد از خاموش شدن چراغ ها و شروع شدن فیلم ، چقدر طول می کشد که آگاهانه یا ناآگاهانه تصمیم بگیرید که فیلم ، ارزش پول بلیت سینما را داشته است یا نه؟! از این امر آگاه باشید یا نباشید ، این تصمیم را به هر حال میگیرید و به زودی جواب را خواهید دانست.
خواننده یا تماشاگر در این ده صفحه اول یا با شما می ماند یا نمی ماند.
چگونگی بنا و ساختار بندی افتتاحیه بر واکنش خواننده یا تماشاگر تاثیر می گذارد.
ده صفحه فرصت دارید که سه چیز را در فیلمنامه مشخص کنید :
شخصیت اصلی داستان شما کیست؟
فرضیه دراماتیک چیست؟ یعنی داستان شما درباره چیست؟
موقعیت دراماتیک فیلمنامه شما چیست؟ شرایط دراماتیکی که داستان را احاطه کرده چیست؟
همشهری کین از این منظر نمونه کاملی است. فیلم با چارلز فاستر کین (اورسن ولز) که در قصر بزرگ خود موسوم به زانادو در تنهایی جان می سپارد آغاز می شود. کین در موقع مرگ یک گوی شیشه ای در دست دارد. گوی از دستش رها می شود و بر زمین می غلتد و دوربین لحظه ای روی آن توقف میکند و در آن پسری با سرسره برفی را نمایش می دهد. روی این تصویر ، صدای رو به مرگ کین می آید که : "غنچه گل سرخ ...  رز باد".
غنچه گل سرخ کیست؟ غنچه گل سرخ چیست؟ جواب این پرسش موضوع فیلم است. میتوان این فیلم را یک داستان کارآگاهی عاطفی دانست. روزنامه نگاری که می خواهد معنی و مفهوم غنچه گل سرخ را بفهمد ، زندگی چارلز فاستر کین را برای ما آشکار میکند.
آخرین نمای فیلم ، سورتمه ای را نشان می دهد که در کوره عظیمی می سوزد. وقتی شعله آتش ، آن را می بلعد ، واژه غنچه گل سرخ را می بینیم که روی آن پدیدار می شود که استعاره ای است از دوران کودکی از دست رفته ای که چارلز فاستر کین ، آن را داده تا همان کسی بشود که شد.
پس از جذب مخاطب ، حالا داستان را بنا کنید.
شروع و پایان ، جز جدایی ناپذیر فیلمنامه خوش ساخت به شمار می روند.... و شاید این پایان ، همانطور که بحث شد همان نقطه آغاز باشد ، مثل فیلمنامه زیبای دایره نوشته کامبوزیا پرتوی به کارگردانی جعفر پناهی.
تمرین :
پایان فیلمنامه خود را معین کنید ، بعد شروع آن را طراحی کنید. قاعده بنیادی شروع این است : آیا کارآمد است؟ آیا داستان شما را به حرکت در می آورد؟ آیا شخصیت اصلی داستان شما را معرفی می کند؟ آیا فرضیه دراماتیک را بیان می کند؟ آیا موقعیت را بنا میکند؟ آیا مساله ای را که شخصیت داستان شما باید با آن دست به گریبان شود و بر آن فائق آید بنا میکند؟ آیا نیاز شخصیت داستان شما را بیان میکند؟


فیلمسازی معمولآ به سه قسمت تقسیم می شود که برای فیلم كوتاه نیز همین گونه است: پیش ساخت، ساخت فیلم، پس از ساخت

پیش ساخت (Pre-Production)

ساده بگیرید: در حال حاضر فیلم های کوتاه زیادی در دسترس و ساخته شده هستند با این حال وقتی شما 2 الی 30 دقیقه فرصت برای بیان موضوع خود دارید و با بوجه ای محدود می خواهید این کار را انجام دهید یعنی وسایل محدود، جلوه های محدود، همه چیز محدود. در نتیجه شما می خواهید آن را بطور ساده انجام دهید. مهم این است که فیلم شما ساده اما با کیفیت دیده شود نه اینکه ارزان و بدرد نخور. در اینجا ساده فقط منظور ساده نگری در موضوع نیست بلکه ساده در هر قسمت از مراحل فیلمسازی. موضوعی را انتخاب کنید که آنرا به سادگی و زیبایی می توانید بسازید. در این قسمت به افراد و مکانهای مورد نیاز فکر کنید. (همچنین ببینید: انتخاب موضوع در فیلم کوتاه)

داستان خود رابیابید: اگر می خواهید فیلم بسازید در ابتدا نیاز به یک داستان دارید. اگر نمی توانید یک فیلمنامه برای کار خود بنویسید بهتر است با کسی که می تواند و تجربه اش را دارد همکاری کنید. این جمله قدیمی را به یاد داشته باشید: یک فیلمنامه خوب را می توان به یک فیلم بد تبدیل کرد اما یک فیلم خوب را نمی توان از یک فیلمنامه بد ساخت. اگر مشکلی در یافتن موضوع خود دارید می توانید از مطالعه داستانهای کوتاه برای خلق استفاده کنید.
از فیلمنامه خود پرینت بگیرید و مطمئن شوید که شخصیت ها مشخص هستند و هر کدام متفاوتند (کسی دوست ندارد فیلمی تماشا کند که همه شخصیت ها در آن یکجور حرف می زنند و عمل می کنند - شخصیت پردازی)

(همچنین ببینید: نوشتن فیلم کوتاه)

احتیاجات و وسایل: هر فیلمی در هر اندازه ای که باشد برای ساخت نیازمند یک سری عوامل است:

    ضبط کننده ی تصویر و صدا (دوربین فیلم برداری ، میکروفون ها، تریپاد (Tripod) و وسایل نورپردازی و غیره) فقط مطمئن شوید که وسایل شما با دستگاه مونتاژ شما همخوانی دارد. استفاده ساده از ابزار خود را یاد بگیرید.
    بازیگران ساده و مشتاق و کسانی که خیلی مشغول نباشند. در هنگام فیلمبرداری برای افراد از قبل خوراکی آماده کنید. آنها از شما تشکر خواهند کرد و از آنها بیشتر می توانید در هنگام فیلم برداری استفاده کنید. یک توصیه مهم این است که از دوستان و خانواده خود استفاده نکنید زیرا انتظارات آنها ممکن سبب بروز مشکلات شود و ما مشکلات کمتر در فیلمسازی می خواهیم نه بیشتر. بازیگران آماتور و مشتاق بیابید. در مورد بازیگران تئاتر مراقب باشید، ما نمایش های تئاترگونه نمی خواهیم و کمتر بودن نمایش برای ما مهمتر است.
    دیگر عوامل ساخت فیلم – سعی کنید با همه یکسان برخورد کنید و میان آنها فرق نگذارید. از آنجایی که بودجه شما محدود است مینیموم گرفتن این افراد مهم است و همچنین برای پروژه های اولیه کنترل آنها آسانتر می شود. (همچنین ببینید: کادر و عوامل تولید فیلم (Film Crew))
    پول و یا کسانی که شما را از نظر مادی تامین کنند – داشتن سیناپس (به اندازه یک پاراگراف) می توان در نشان دادن طرح موضوع برای کسانیکه می خواهید از آنها پول بگیرید موثر باشد. از پول خود برای ساخت صحنه ها یا خرید اشیا برای فیلمبرداری استفاده نکنید. چیزهایی را انتخاب کنید که برای شما در دسترس هستند. استفاده از سرمایه کم در پیشرفت شما در شغل خود و در پروژه های آینده تاثیر مثبت دارد.
    برنامه مونتاژ و رایانه – سعی کنید جلوه های ویژه را برای پروژه دوم یا سوم خود بسپارید.
    اجازه ها برای فیلمبرداری از مکانها، چیزهای مهم، هنرپیشه ها و غیره - معمولآ افراد مخالف فیلمبرداری از مکانها خود هستند. اجازه گرفتن قبل از گردهم آوردن افراد فیلمسازی عاقلانه است و اگر مایل بودند می توانید از افراد بصورت کتبی در یک کاغذ اجازه بگیرید.

گاهی اوقات برای ساده تر و کمتر کردن عواملی که برای فیلم کار می کنند چند تا از این وظایف به عهده ی یک نفر می شود. به عنوان مثال نویسنده, کارگردان و تدوینگر می تواند یک نفر باشد.

کارگردانی کنید: قبل از ساخت فیلم کارگردان و گروه فیلمسازی او حسابی مشغول خواهند بود. شما لازم است طرح صحنه ها (Storyboard) را آماده کنید و نقشه ساخت فیلم (Production Plan) را مشخص کنید.
در طرح صحنه ها و دکوپاژ مشخص خواهد شد که چه کسی در موقع فیلمبرداری کجا بایستد، نماها چگونه باشند یعنی با کدام زاویه و ارتفاع فیلمبرداری شود، و اینکه شما از بازیگران و فیلمبردار (سینماتوگرافر) خود چه می خواهید. در Storyboard کارگردان می تواند صحنه های مهمی که برای خود مجسم کرده است را بصورت مختصر طراحی کند. نگران تعقیب کامل طرح های خود نباشید. گاهی اوقات بعضی خلاقیت ها در هنگام فیلمبرداری اتفاق می افتد. این فقط کمکی است که مطمئن شوید با داستان خود بصورت تصویری می توانید ارتباط برقرار کنید.

نمونه طرح صحنه یا Storyboard

در هنگام ساخت فیلم به غیر از وظایف و خلاقیت های هنری که دارید موظفید طرح صحنه ها (Storyboar) را هم تعقیب کنید. مگر اینکه برای خود یک منشی صحنه (یا دستیار کارگردان) هم انتخاب کرده باشید که از این نظر خیال شما را بر سر فیلمبرداری راحت می کند.

در نقشه ساخت فیلم بهتر است تاریخ تمامی مراحلی که قرار است انجام شود توسط هر یک از افراد را بترتیب مشخص شوند که افراد و کار بنابر برنامه جلو بروند.

شما به عنوان کارگردان فیلم کوتاه باید با تمامی جوانب تکنیکی, مالی و هنری فیلم سرکار داشته باشید. اگر از چیزی مطمئن نیستید از گرفتن کمک خجالت نکشید. با افراد متخصص در این ضمینه ها صحبت کنید و یا از آنها بخواهید در ساخت فیلمتان شما را همراهی کنند. اینکه شما مسئولیت همه چیر را دارید به این معنی نیست که شما جواب همه مسائل را می دانید.

 

ساخت فیلم (Production)

شروع کنید: از لحظه ای که فیلمبرداری شروع می شود کارگردان و منشی صحنه بنابر برنامه و طرح صحنه ها جلو می روند و اگر همه وظایفشان را به موقع و درست انجام دهند شما فیلم آماده خود خواهید داشت.

صبور باشید: فیلمسازی از هر چیزی نیازمند فیلمبرداری های دوباره به تعداد زیاد، فیلم گرفتن تکراری از همان صحنه (برای تدوین)، صبر کردن برای استفاده شما از دوربین، مکث ها برای تغییرات پیش آماده در هنگام فیلمبرداری و چیزهای دیگری که زمان کار را زیاد می کنند مانند دیر کردن یا نیامدن هر یک از افراد فیلمسازی یا بازیگران که کار شما را سختتر می کنند. از دوباره گرفتن یک صحنه حراس نداشته باشید و صبور باشید. چرا که علاوه بر اینکه در تدوین کار شما راحت تر می شود کیفیت فیلمسازی شما بنابر صبر و تاملی که در ساخت فیلم به خرج داده اید مشخص می شود. بنابراین از گرفتن تصاویر زیاد نترسید و همچنین صداهای مورد نیاز خود را برای تدوین ضبط کنید.

آماده باشید: برای هر گونه اتفاق در هنگام فیلمبرداری یا بروز هر گونه مشکل تکنیکی در کار آماده باشید. مشکلاتی که برای شما بوجود خواهد آمد برای فیلمسازان بسیاری بوجود آمده است. گاهی اوقات می خواهید صحنه خارجی فیلمبرداری کنید و بدلیل شرایط آب و هوا نمی توانید، گاهی یکی از افرادی کلیدی کارتان برایش مشکلی پیش می آید یا اصلآ حضور نمیابد، ممکن است بیشتر از بودجه ای که تخمین زده بودید نیاز باشد و کار متوقف شود و غیره. ساخت فیلم کوتاه با بودجه کم و اگر هم فیلم اول شما هست نیازمند برنامه ریزی و آماده بودن برای چیزهای غیرمنتظره ی بسیاری است.

 

پس از ساخت (Post-Production)

تدوین کنید: اگر با بودجه محدود و یا افراد کمی کار می کنید ممکن است بخواهید فیلم خود را خودتان تدوین کنید همانطور که بسیاری از کارگردانان فیلم کوتاه این کار را انجام می دهند. کارگردانی که خودش تدوین می کند خیالش نسبتآ راحتتر است زیرا چیزی که در ذهن دارد را خود با دستانش می تواند در هنگام تدوین بسازد. اگر در مورد انجام مونتاژ و مراحل پس از ساخت تجربه کافی را ندارید از کسی که در این ضمینه تبحر بیشتری دارد بخواهید که این کار را برای شما انجام دهد.
اگر شما فقط تدوینگر در ساخت فیلم کوتاه هستید باید تجربه و اطلاعات کافی برای این کار داشته باشید و در هنگام کار به دقت به کارگردان گوش دهید تا خواسته های هنری او را برای تدوین فیلم بجا آورید. این کار ممکن است یکی از زمانبرترین مراحل فیلمسازی جلوه کند اما به یاد داشته باشید در عین حال یکی از مهمترین قسمت های فیلمسازی است.

(همچنین ببینید: تدوین / مونتاژ)

قسمت پس از ساخت در فیلمسازی علاوه بر مونتاژ شامل امور تکنیکی دیگری مانند دوبلاژ، طراحی صدا و صداگذاری و جلوه های ویژه است. در بعضی موارد هم اگر از موسیقی آماده استفاده نشود نیازمند سفارش و تولید موسیقی فیلم نیز هست. اگر اطلاعات کافی در این ضمینه ها ندارید لازم است برای بعضی از این قسمت هایی که در فیلم خود لازم دارید افرادی را از ابتدا برای این کارها مشخص کنید.

فیلم خود را نمایش دهید: زمانیکه فیلم شما به پایان رسید و از هر نظر به نهایت توانیی شما صیقل داده شد زمان آن می رسد که توسط دیگران دیده شود. امروزه با امکاناتی که اینترنت در اختیار می گذارد می توان به راحتی فیلم را به جهان بیرونی فرستاد تا در دید دیگران قرار بگیرد.

YouTube و iFilm.com از جمله سایت ها برای اینکار هستند که شما می توانید ابتدا سیاست ها و روش های آپلود فیلم در آن سایت ها را مطالعه کنید و پس از آپلود فیلم آن را به دیگران نمایش دهید.

همچنین شما می توانید برای فیلم خود وبسایتی بسازید و یا در وبلاگ یا صفحات شخصی خود مانند (Myspace) و (Facebook) قرار دهید.

از طرفی سنتی ترین روش برای نمایش فیلم کوتاه فرستادن فیلم کوتاه به جشنواره ها (فستیوال) و مسابقات مختلف فیلم کوتاه است که هر کدام دارای شرایط خاصی برای شرکت کردن می باشند.
بعد از نمایش فیلمتان ممکن فیلمتان خریداری شود و یا پیشنهاداتی برای کار به شما شود. اگر چه این اتفاقا معمولآ برای فیلم های بلند می افتد اما معلوم نمی شود.

ساخت فیم کوتاه مبارزه سختی است. اما اگر رویای فیلمسازی را دارید باید این مبارزه را بپذیرید و وارد کار شوید.


فیلمنامه (سناریو) فیلم کوتاه چیست؟ چگونه فیلم کوتاه بنویسیم؟ ساحتار نوشتاری فیلم کوتاه چگونه است؟ نکات کلیدی در نوشتن فیلم کوتاه
یک فیلمنامه ی فيلم كوتاه می تواند شانس خوبی برای یک نویسنده باشد. اما برای اینکه شانس خوبی به حساب اید باید سعی کنید فیلمنامه ی خود را به بهترین شکل ممکن ارائه دهید
فیلم های کوتاه از نظر ساختاری چیزی کمتر از داستان گویی سینماتیک ندارند. اگرچه احتمالآ دارمدی از أن نخواهید داشت و یا با پخش آن در تلویزیون با محدودیت هایی مواجه خواهید شد اما فیلم های کوتاه گاهی اوقات در سینماها پخش می شوند یا جایزه هایی می برند در واقع مانند مقدمه ای برای استعداد شما هستند.

بهترین قسمت در مورد فیلم کوتاه این است که هر چیزی می تواند باشد. بعد از بودجه یا محدودیت های فیلم برداری بزرگترین محدودیتی که بوجود می آید ذهن خود ماست. سعی کنید ذهن خود را آزاد بگذارید تا براحتی از یک موضوع به موضوعی دیگر بپرد و یا یا بیان های مختلف برای موضوع شما جستجو کند.

فیلم عبارت است از تعریف داستان به زبان تصویر که در واقع اقتصادی ترین روش برای بیان داستان است. و در فیلم های کوتاه اقتصاد مهمترین مسئله است. قانون طلایی فیلمسازی را به یاد آورید: نشان دهید, نگویید. ایده و داستان را می تواند فقط با تصویر در ذهن بیننده پروراند بدون اینکه نیاز باشد مستقیمآ موضوع داستان را بگویید. پس در فیلم کوتاه شما فقط با تصویر بدون وابستگی به منطق و زمان می توانید داستان خود را بیان کنید.

بهترین فیلم های کوتاه اغلب لحظاتی هستند که بطور عادی اتفاق می افتند اما دارای داستانی درون خود هستند. مانند کشمکشی که باید حل شود و یا محدودیت زمانی که برای انجام کاری وجود دارد یا مسئله ای وجود دارد که شخصیتی یاد انتخاب کند. در واقع فیلم کوتاه بهانه ای برای شکستن قوانین نیست بلکه فرصتی است تا در حد ممکن به مرزهای قوانین سینماتیک برای داستان گویی فشار بیاورید.

درباره نحوه ی نمایش فیلم خود فکر کنید. آیا داستان شما دارای پتانسیلی برای بیان جهانی می باشد؟ بینندگانتان چه چیزی خواهند فهمید و چه زمانی خواهند فهمید؟ چه چیزی حدس خواهند زد؟ چه سوالاتی خواهند داشت که نیازمند جواب است؟ و چه چیزی می توانید نشان دهید بدون اینکه لازم باشد آن را بگویید؟



نکات کلیدی در نوشتن فیلم کوتاه

هر چه کوتاهتر بهتر

شما با فیلمی مثلآ حدود ۳ دقیقه بیشتر مورد توجه قرار می گیرید تا با فیلمی حدود ۲۰ دقیقه. ساختار فیلم کوتاه شاید به شما محدوده ای حدود ۳۰ دقیقه را اجازه دهد اما محدود فیلم کوتاه هایی هستند که با چنین مدت زمانی مورد توجه قرار می گیرند. داستان ها را در هر مدت زمانی می توان بیان کرد. حتی می توان فیلمی ۳۰ ثانیه ای با ساختار کامل داستانی بیان کرد.

ساده بگیرید

مسائل جنسی, سفر در زمان, سرقت جواهرات یا به راه افتادن سیلابهای خطرناک!!!

از اینگونه مسائل پیچیده دوری کنید. موضوع را ساده و کوتاه بگیرید. دادن اطلاعات بیش از حد در کمتر از ۱۰ دقیقه بینندگان شما را بیشتر مظرب می کند تا اینکه آنها را سرگرم کند. یک مدل بیان یا نقطه داستانی در نظر بگیرید و دقیق و واضح موضوع خود را بیان کنید تا تعقیبش آسان باشد.

نقطه شروع

بعد از اینکه موضوع خود را انتخاب کردید در این مورد که از کجا برای تعریف آن شروع کنید فکر کنید. نقطه شروع می تواند هر کدام از لحظات ماجرا باشد و مهم این است که بتوانید بیننده ی خود را با نحوه ی بیان خود کنجکاو نگاه دارید.

بالانس و تعادل

نصف وقت خود را صرف بیان شخصیت خود نکنید که بعد ماجرا بلافاصله اتفاق افتاده یا شخصیت را در تختش بخوابانید و به سراغ عناوین بروید. از آنجایی که زمان کوتاه است و همه چیز به سرعت اتفاق می افتد سعی کنید برای تمامی نقاط داستانی مدت زمان برابری داشته باشید.

از درام سنگین دوری کنید

ببخشید اما باید پذیرفت که برای اکثر ما غیر ممکن است که در مدت زمان کوتاهی با موضوع و شخصیت ها ارتباط برقرار کنیم و سپس درام سنگینی را بپذیریم. مثلآ اگر علی اشتباهآ به سارا شلیک کرده باشد درک و کنار آمدن با این موضوع دشوار است چرا که ما چند دقیقه بیشتر آنها را نمی شناسیم. شاید گریه و اندوه علی به بهترین نحو اجرا شده باشد اما اگر بینندگان به میزان کافی مقعیت و شخصیتها را نشناخته باشند بیشتر از یک سکوت غیر قابل تحمل چیزی عاید شما نمی شود. البته نویسندگانی وجود دارند که در این مورد استثنا هستند اما برای اکثر ماها و بخصوص مبتدی ها از احساسات سنگین دوری کنید.

برای دیدن سرگرم کننده باشد

منظور این نیست که صحنه های آتش بازی داشته باشید یا با هرزگی یا از هنرپیشه های خیلی زیبا استفاده کنید, این مسئله ای نیست که موقع نوشتن فیلمنامه بتوان به آن تضمین داد.

سعی کنید صحنه هایی یا لحظاتی را خلق کنید که حداقل خنده ای یا مختصرآ ترسی ایجاد کنید. چیزی که مردم بخواهند بعدآ به دوستانشان نشان دهند. وقتی فیلمی کوتاه است بهتر است یک جمله ی اسای و اصلی داشته باشد.

موضوع مهمتر از کلاس کار

فیلمنامه ای ننویسید که هول محل خاص و ژیچیده ای است یا طوری باشد که مثلآ کرجی یا ویلای شیکی دارید که می خواهید حتمآ انجا فیلم بگیرید که آنرا به نمایش بگذارید. ببینده به محل فیلمبرداری مثل کرجی یا ویلا یا فضا یا مقابل فلان رستوران گران قیمت بودن اهمیتی نمی دهد مگر اینکه شما بخواهید او را مجبور کنید.

مراقب کلیشه ها باشید

زیرا بسیاری از آنها در فیلم های کوتاه وجود دارند. مانند: استخدام قاتل, دزدی مسلحانه از پستخانه, آدم هایی که می بینند خودشان می میرند یا مرده اند, کودکانی که نماد معصومیت هستند, روابط غیرمشروع یا تجاوزی, فیلم های در مورد نوشتن یا فیلمسازی, تعریف جوک ها و یا غرق در خود شدن.

چیزی بنویسید که آنرا میدانید و احساس می کنید تا اینکه موضوع دست دومی باشد که از فیلم دیگری دیده اید. بیانی استفاده کنید تازه و منحصربفد و غیر منتظره باشد. چنین فرصتی را خیلی در کار نویسندگی خود بدست نخواهید آورد.

در مورد ساختن آن فکر کنید

همیشه با بودجه ای کم و محدود فکر کنید. هیچوقت پول کافی برای ساختن فیلم کوتاه وجود ندارد. به یاد داشته باشید تکنولوژی دیجیتال بسیاری از سختی ها را برای فیلمسازان هموار کرده است. پس بهتر از در این مورد هم اطلاعات داشته باشید تا با بهترین استفاده از آن راحتترین و ارزان تر راه را برای فیلمسازی انتخاب کنید. به یاد داشته باشید بودجه که به این معنی نیست که فیلم کوتاهی بسازید که به نظر کم ارزش و ارزان بیاید مگر اینکه شما خواستار کم ارزش جلوه دادان آن باشید.

کارگردانی فیلمنامه خود بزرگترین تله برای نویسنده ها

بسیاری از فسلمسازان با استعداد داستان های خود را می نویسند. اما مراقب کارگردانی کار خود باشیدزیرا شما می خواهید کار خود را در طی پروژه کنترل کنید. همکاری خلاقانه تجربه ی بسیار مفیدی برای شما باشد اما اگر شما یک کارگردان بی تجربه باشید اما دارد نوشته ی خود را خراب کنید. به فستیوال بروید و با افراد آشنا شوید کسانیکه می توانید با آنها در ایم ضمینه همکاری کنید.

فکری برای ارائه ی فیلمنامه خود کنید

کار سختی نیست که نوشته ی خود برای خواندن آسان کنید. و همیشه ارزش این را دارد که کار خود را بازنویسی یا ویرایش کنید. هیچ عذری برای عدم ارائه کارتان به بهترین شکل ممکن وجود ندارد.

تا جایی که می توانید فیلم کوتاه ببینید

هیچ منبعی بهتر از دیدن فیلم کوتاه و هیچ چیزی بهتر از دانستن چیزی هایی که قبل از شما ساخته شده نیست. این کار می تواند به خلاقیت شما و باز کردن محدودیت های تفکری ذهن شما کمک کند.


فیلم کوتاه می تواند همچون داستان کوتاه و ویدئو کلیپها جایی برای خود در دل مخاطب عام باز کند به شرط آنکه در وهله اول مخاطب عام را هدف بگیرد و در مرحله بعد دلمشغول مخاطب خاص نیز باشد.
این راهی است پر از سنگلاخ اما قطعاًپیمودنی است...    
       
       
   
فیلم کوتاه چیست؟        
   
   
       
   
   
   

تعریف فیلم کوتاه در مرحله اول نیازمندشناخت و بررسی جوانب مختلف ساختاری و در مرحله بعدی تعیین جایگاهی اجتماعی است. این نوشته تلاش دارد از ابهامهای موجود در تعاریف فیلمسازان ونظریه پردازان فیلم کوتاه دوری گزیده و براساس واقعیتهای گریزناپذیر موجود،نگاهی واقع گرا به فیلم کوتاه داشته باشد.شاید بتوان این مقاله را آسیب شناسی فیلم کوتاه تلقی کرد چرا که از نظر نگارنده، فیلم کوتاه دچار بیماریهای کشنده متعددی است که شناخت آنها برای نجات آن حیاتی به نظر می رسد.

لحن بدبینانه این نوشته تنها از سردلسوزی است وگرنه نگارنده به عنوان یک فیلمساز کوتاه هیچ دشمنی ای با این نوع هنر(؟)نداشته و ندارد.

● فیلم کوتاه از چند جنبه قابل بررسی است:

۱) زمان:

فیلم کوتاه با توجه به عنوان آن فیلمی است دارای طول زمانی کوتاه، و از این منظروجه افتراق آن با فیلمهای بلند و نیمه بلندآشکار می شود. می توان طول زمانی آن رااز چند ثانیه تا سی دقیقه در نظر گرفت امامشکل می توان فیلم کوتاه سی دقیقه ای رامتصور شد چرا که اکثریت قریب به اتفاق فیلمهای کوتاه تولید شده طول زمانی بسیارکمی (حداکثر پانزده دقیقه) را دارند. این تفکر حداقلی که معلوم نیست از کجا به ذهن فیلمسازان رخنه کرده است سبب مشکلات بسیاری است که در بررسی جنبه های دیگربه آن خواهیم پرداخت.

۲) عوامل:

آنچه در رابطه با عوامل فیلم کوتاه به ذهن می آید یک دستگاه دوربین به همراه عده معدودی عوامل است که این عوامل دراکثر موارد صفت تازه کار را یدک می کشند.واقعیت آن است که فیلم کوتاه مختص کسانی است که در ابتدای راه سینما هستندو این خود بدان معنی است که فیلم کوتاه پلکانی برای صعود به عرصه فیلمسازی بلند و حرفه ای است. هر چند فیلمسازان ونظریه پردازان فیلم کوتاه بشدت این مسئله را رد می کنند اما تناقضات موجود میان ادعاهای آنان و واقعیتهای موجود، قویاًنشانگر این موضوع است. کوچ فیلمسازان موفق فیلم کوتاه به عرصه فیلم حرفه ای،کوچی که همیشه بی بازگشت بوده است مؤید این نظر است. دلایل این امر را در جای دیگر این مقاله عنوان خواهم کرد.

در عنوانبندی اغلب فیلمهای کوتاه،فیلمنامه نویسی، کارگردانی، تدوین و گاه حتی فیلمبرداری بر عهده یک نفر قرارگرفته است. این امر نشانگر آن است که ظاهراً بحث تخصص در یکی از رشته ها درعرصه فیلم کوتاه کلاً مردود شناخته شده است. اغلب ما فیلمسازان به دلایلی که در پی خواهد آمد، علاقه داریم تمام کارهای فنی وغیرفنی فیلم را خودمان انجام دهیم.

یکی ازدلایل این مسئله درک سطحی و غلط ما ازتئوری مؤلف است که ما را وامی دارد تمام کارهای یک فیلم را از فیلمنامه گرفته تاتدوین، خودمان بر عهده بگیریم و به این طریق احساس کنیم که فیلم تولید شده دقیقاًمتعلق به شخص ماست.

در حالی که هیچ یک از نظریه پردازان و فیلمسازان تئوری مولف چنین ادعایی نداشته اند. دلیل دیگرعدم وجود عوامل متخصص در رشته ای خاص است. وقتی من به عنوان کارگردان به این مسئله فکر می کنم که فلان کسی که تدوین می کند تخصصش در حد من و درخوش بینانه ترین حالت کمی بیشتر از من است. به این نتیجه می رسم که خودم شخصاً این کار را بر عهده بگیرم.

از سوی دیگر، در عرصه فیلم کوتاه کسی بیشترین اهمیت را دارد (شاید بهتر باشد که جمله ام را تصحیح کنم: تنها کسی که اهمیت را دارد)کارگردان است و دیگران از فیلمنامه نویس گرفته تا صدابردار و... نقش سیاهی لشکررا دارند.

همین امر سبب می شود که تعدادکارگردانان فیلم کوتاه به گونه ای غیرقابل باور بیشتر از عوامل دیگر باشد و واقعاًکدام یک از ما می توانیم مثلاً تدوینگر فیلم کوتاهی را نام ببریم که کارش فقط و فقطتدوین باشد. عملکرد مسئولین امر نیز مزیدبر علت است.

در جشنواره انجمن سینمای جوان به غیر از کارگردان دیگر عوامل فیلمها هیچ جایزه ای دریافت نمی کنند چراکه اساساً جایزه ای برای آنها در نظر گرفته نشده است و یا در همین جشنواره تازه تأسیس «سونی»، که شعار آن خود بخوبی نشانگر نحوه تفکر برگزارکنندگان آن است:بهترین کارگردان شایسته دریافت جایزه است.

یعنی در یک فیلم کوتاه شاید تدوین خوب نظر ما را جلب کند اما تدوینگر به چشم نمی آید، شاید فیلمبرداری یک فیلم چشم ما را بنوازد اما شخص فیلمبردارهرگز دیده نمی شود. پی آمد این امر هجوم همه به سمت کارگردانی است و پی آمد آن هم ضعف چشمگیر فیلمنامه، تدوین،فیلمبرداری و در نهایت هم خود کارگردانی است.

واقعاً اگر از منظر عوامل به فیلم کوتاه نگاهی بکنیم به چه نتیجه ای می رسیم؟ فیلم کوتاه یعنی یک دوربین و یک عده آدم که تعدادشان هر چقدر کمتر باشد بهتر است،فیلم کوتاه یعنی جلوه های ویژه صفر،جلوه های کامپیوتری صفر، فیلم کوتاه یعنی قهر با تکنولوژی، فیلم کوتاه یعنی چند نفرآدم که هر چقدر تعدادشان کمتر باشد بهتراست.

۳) مخاطب:

فیلم کوتاه به جز ما (دست اندرکاران فیلم کوتاه) مخاطب دیگری ندارد. منظورم از مخاطب انبوه آدمهایی است متعلق به سنین و طبقات مختلف.

مخاطب از فیلم کوتاه گریزان است. چرا؟چون فیلم کوتاه فاقد یکی از عناصر ذاتی هنر است. مخاطب به چه چیزی احتیاج داردتا فیلمی را تحمل کند؟ لذت، و این دقیقاً آن چیزی است که فیلم کوتاه از یاد برده است.

داستان و شخصیت عناصری هستند که مخاطب را جذب می کنند.

داستان یعنی آن چیزی که یقه تماشاگر را بگیرد و روی صندلی بنشاند و شخصیت همان کسی است که تماشاگر با او همذات پنداری می کند. با او می خندد، گریه می کند.عصبانی می شود و.... و این دو عنصر(داستان و شخصیت) در فیلم کوتاه یافت نمی شوند و به همین خاطر فیلم کوتاه ازنظر مخاطب عام یعنی هیچ. یعنی عرصه ای که عده ای تفکرات کلی و کلیشه ای و اغلب مبهم خود را به ناشیانه ترین وجه ارائه می دهند. فیلم کوتاه نوعی اندیشه نگاری ابتدایی است. کدام فیلم کوتاهی خنده بر لب ما آورده است؟ کدام فیلم کوتاهی غمگینمان کرده یا به هیجانمان آورده است؟ عاشق کدام شخصیت فیلم کوتاه شده ایم و باکدامشان همذات پنداری کرده ایم و ازکدامشان متنفر شده ایم. وقتی داستان وشخصیت نداشته باشیم باید قید مخاطب رابزنیم. و وقتی مخاطب نداشته باشیم انگارکه فیلمی نساخته ایم. چون فیلمی که دیده نشود انگار که اصلاً وجود ندارد، چون هنربدون مخاطب یعنی هیچ.

۴) محتوا:

فیلمهای تولید شده را نگاه کنیم. چه می بینیم؟ فکر، پیام، شعار و انتزاع. اینها آن چیزهایی هستند که فیلم کوتاه را اشباع کرده اند. تشبیه ها و استعاره های مغلق ومغلط، فضای فیلم کوتاه را مسموم کرده اند.گاهی حتی خودمان نیز از ابهام استعاره هایمان سرگیجه می گیریم. ایجازما گاه به حدی می رسد که دیگر چیزی برای دیدن نمی ماند.

فیلم کوتاه عاری از احساس است چرا که ما فکر می کنیم همین که نشان دهیم پدرکسی مرده، کار تمام است و نمی دانیم که انتقال احساس یکی از بنیانی ترین وظایف هنر است.

در فیلم کوتاه از گرمای احساس خبری نیست ما فضای فیلم کوتاه صد درجه زیرصفر است.

محتوای فیلم کوتاه تنها اندیشه های ابتدایی ماست و معلوم نیست ما که به اقتضای سنمان، در ابتدای راهیم چگونه می خواهیم انتهای راه را به دیگران نشان بدهیم. می خواهیم در عرض پنج دقیقه جهان و بشریت را نجات دهیم، غافل از اینکه کسی که باید نجات یابد خود ما هستیم که در دام کوته فکری و خودبزرگ بینی گرفتارشده ایم.

۵) سرمایه:

فیلم کوتاه یعنی اینکه از هیچ فیلم بسازیم. عوامل و بازیگران را از میان دوست و آشنا انتخاب کنیم. لوکیشنها رامحدود به چهاردیواری خانه خودمان یاهمسایه مان بکنیم، مواد خام را به حداقل برسانیم و زمان را در محدوده یک الی سه روز متوقف سازیم. فیلم کوتاه یعنی اینکه باجیب خالی فیلم بسازیم. چرا؟ چون فیلم کوتاه سرمایه برگشتی ندارد، چون فیلم کوتاه حرفه ما نیست، تفننی است که هر چه کم هزینه تر باشد، بهتر است.

۶) موقعیت اجتماعی:

فیلمسازان فیلم کوتاه دارای هیچ گونه موقعیت و اعتبار اجتماعی نیستند. یک فیلمساز موفق فیلم کوتاه معنایی ندارد.واقعاً چه تفاوتی وجود دارد بین یک فیلمساز خوب فیلم کوتاه و یک فیلمساز بدفیلم کوتاه؟ فیلمساز خوبی به کجا می رسدکه فیلمساز بد هم بخواهد خودش را به آنجابکشاند؟ ترقی و پیشرفت در فیلم کوتاه مسئله ای کاملاً ذهنی است چرا که بایدپلکانی برای صعود وجود داشته باشدوگرنه پیشرفت معنیش را از دست می دهد.جشنواره هرگز کافی نیست چرا که یک هنرمند جایزه خودش را از اجتماع بگیردوگرنه یک چک یک میلیونی و یک تندیس وتشویقهای دویست، سیصد آدم تنها غرورکاذب را در پی دارند و روح هنرمند راسیراب نمی کنند.

به همین دلیل است که تا تقی به توقی می خورد و کوره راهی باز می شود،فیلمساز فیلم کوتاه به سر خود را به وادی فیلم بلند پرتاب می کند تا با مخاطب واقعی روبرو شود.

... در نتیجه فیلم کوتاه هیچ تعریفی رابرنمی تابد. فیلم کوتاه شیر بی یال و دم است که توجیه هستی شناختی ندارد. آش شله قلمکاری است که ظاهراً فقط و فقط به مذاق سازندگانش خوش می آید و با این اوصاف فیلم کوتاه به جایی نخواهد رسید.

اما معتقدم که می توان از این وضع اسف انگیز رهایی یافت. آشتی با مخاطب عام تنها راه نجات است و برای رسیدن به این مقصود فیلم کوتاه باید در ماهیت خوددست به تغییراتی بزند.

تماشاگر و مخاطب عام اگر از پول ووقت خود هزینه می کند، در عوض خواستارلذت و خوشگذرانی است و لذت نتیجه استفاده از داستان و شخصیت.

اگر بتوانیم مخاطب عام را جذب کنیم،اکران موفقی خواهیم داشت، اکران موفق علاوه بر ارضای روح هنرمند برگشت سرمایه را در پی دارد و برگشت سرمایه به معنی امکان سرمایه گذاری است. با ورودسرمایه راه برای فعالیت افراد متخصص باز می شود که پی آمد آن نیز افزایش سطح کیفی فیلمها خواهد بود که این خود اکران موفقی را بیشتر از پیش تضمین خواهد کرد.

فیلم کوتاه می تواند همچون داستان کوتاه و ویدئو کلیپها جایی برای خود در دل مخاطب عام باز کند به شرط آنکه در وهله اول مخاطب عام را هدف بگیرد و در مرحله بعد دلمشغول مخاطب خاص نیز باشد.

این راهی است پر از سنگلاخ اما قطعاًپیمودنی است.




ادامه مطلب